وقتی چترت؛ خداست؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد.
      

  <<    پیشنهادات ویژه    >>


 چادرم آبشار است !      ( خاطرات چادر مشکی )

مد نیست ولی قشنگه !   ( قلم بافی های یک نیکلای آبی )

حـجــــــآب مـی کنـم قـربـة الـــی الله   (زینت زن = حفظ حجاب )

چرا چادر ؟؟                           (وبلاگ چادر سیاه)                                          

من یک محجبه ام لطفا مرا مسخره کنید!  ( از میان وبلاگ ها)                             

زن غربی - ستم برابری     ( از میان  وبلاگ ها)                                                                  

تازه فهمیدم چرا چادر را دوست ندارم    ( از میان وبلاگ ها )       

انگیزه اصلی پوشیده بودن چیست؟     ( راز های حجاب)         


  <<   پست ثابت   >>

  بخشی از جواب آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در جواب نامه دختری بدحجاب

حجاب و چادر و جدایی‌هایی که بین دو جنس به حکم عقل و شرع مقدس اسلام رعایت می‌شود همه، جامعه را از فساد، و خانواده را از ویرانی نجات می‌دهد.

                 حجاب برای زن حصاری حصین و قلعه‌ای‌ محکم است.

                                                                                                                               ۹۱/۴/۲۲

                   

                             

            چادر  یک تکه پارچه نیست ......

                                       چادر   انتخاب خداست برای زن و انتخاب زن برای خدا !!

                                                                        چادر  ارزش است ، باور کنیم و با افتخار انتخابش کنیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 17:55  توسط زهرا سماواتی منفرد 

 

  خواندن و دانستن بخشی از زندگی خانم های موفق در عرصه اجتماع به خصوص که محجبه هم باشند حس خوبی بهم می دهد و برای من که اینطور هست و فکر می کنم می تواند برای دیگران هم ایجاد انگیزه کند و حس کنند که حجاب داشتن قطعا محدودیت نیست و می تواند مزیت نسبی برای کنار زدن حاشیه های ناخوشایند و ناخواسته باشد  .

یکی از این مصاحبه ها که توی سایت ها دیدم و بعد از خواندنش همان حس خوب به سراغم آمد مصاحبه مجری اخبار هواشناسی خانم احمدی بود .

همان خانم چادریی که بعضی وقت ها تا زمان پخش خبرهایش کلی منتظر می شویم تا بیاید و  وضعیت آب و هوای فردا را روی نقشه پشت سرش گزارش کند به ویژه در فصل زمستان  !!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 21:34  توسط زهرا سماواتی منفرد 

 

چادر متفاوته !!

دلیلشم به نظر من یه دلیله درونی هست . 

حالا بعضی دوست دارند به چشم یک ملافه سیاه ببینندش که دورت پیچیدی یا بعضی ها هم بهت بگویند :  " واه واه !! مثل پنگوئن شدی ! "

اما برای من شبیه یک مخروط هست !!

از همون مخروط ها که تو درس ریاضیمون بود و ما را به چالش می کشید !

من عاشق حل کردنشون بودم ! و گاه فرمولش را فراموش می کردم !!

حالا هم با گذشت سال ها هنوزم توی زندگیم هستند ! اما نه آن مخروط های توی کتاب درسی !

یک مخروط پارچه ای مشکی رنگ !

تکه پارچه ای که از دور مثل یک مخروط محاط بر من به نظر می آید!

اما همان هست که برای من حس امنیت و آرامش را به ارمغان می آورد !! 

اما یک حس ویژه درونی ام برای من بوجود می آورد ! از همان ها که سخت میشه برای توضیحشون کلمه پیدا کنی و جمله بسازی ! خیلی سخته !؟

ولش کن ! اصلا به تعداد چادری ها ؛ می تواند دلیل چادر مشکی زدن باشد و باز به همان تعداد هم دلایل متفاوت و متغییر شخصی برای چادری بودن  !؟

بعضی ها به زور ...

بعضی ها هم به خاطر کارشان ....

بیشتریها اما به خاطر حس درونیشون !!

اما همه آنها از دور شبیه به یه مخروط ناقص مشکی هستند  !!!!

از همون هایی که فرمولشان گاه سخت و پیچیده است !

سخت و پیچیده اما وقتی درکش کنی ، ساده میشه ؛ خیلی ساده ....


مدتی نبودم چون حس خوبی نداشتم.

ببخشید که مدتی هست قسمت نظرات حذف شده چون احساس کردم نیازی بهش نیست اما ایمیلم هست و اگه نیازی بود می توانید ایمیل بزنید .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 23:37  توسط زهرا سماواتی منفرد 

 

اگر پاییز را نشانه سختی و برهنگی برای درختان در نظر بگیریم ؛ می بینیم که با وجود التماس آنها با دست های برهنه , باز هم خداوند به آنها شاخ و برگ سبز نمی دهد و زمستان را برایشان می فرستد اما درختان هرگز تسلیم نمی شوند و به محبت خدا ایمان دارند .

ایمان دارند که خداوند بهار را برایشان خواهد فرستاد !

گاه ما انسان ها هم از دعا کردن خسته می شویم و تسلیم افکاری می شویم که شیطان به ما القاء می کند در حالی که از اجابت نشدن دعاهایمان باید بدانیم که این زمستان ماست و بعد از آن حتما بهاری خواهد بود البته اگر تسلیم نشویم .

این درس بزرگی است که گذر فصل ها و درختان به ما می آموزند که همواره به رحمت دوست امیدوار و ایمانمان را از دست ندهیم .

ان شاالله


این را گفتم تا به کودکان مظلوم و بی دفاع غزه هم بگویم برای شما هم بهاری خواهد آمد .

   

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 0:17  توسط زهرا سماواتی منفرد 

 

امروز روز ملی حجاب و عفاف بود !  یک کم برایم عجیب می آید که چرا در یک کشور مسلمان اصلا باید چنین روزی باشد؟؟

جایی خواندم که دلیل اصلیش بر می گردد به سرکوب قیام مردم در چنین روزی به دلیل اعتراضشون بخاطر کشف حجاب اجباری !

حالا سالها گذشته و بعضی ها یواشکی کشف حجاب می کنند ! بگذریم ....  

در میان مطالبی که امروز خواندم این مطلب برایم جالب آمد و یک حس امیدورانه را برای لحظاتی در من زنده کرد.


آتسوکو هوشینو دختر زاپنی هست که در پی حادثه یازده سپتامبر و سوالات که در پس این اتفاق برایش پیش آمد می کند با دین اسلام آشنا می شود و سپس در جریان تحقیقاتش با معارف اسلامی انس می گیرد و مسلمان می شود.

مطالعاتش را ادامه می دهد و در پی آشنایی با تشیع و مطالعات گسترده و آشنایی با اهل بیت علیه السلام دل به خاندان مطهر رسول خدا (ص) می سپارد و شیعه می شود.

در طی این مدت از سوی خانواده و جامعه اش ترد می گردد زیرا به گفته خودش در ژاپن به یک زن محجبه کار نمی دهند.

آتسوکو که با یک پسر ایرانی از طریق اینترنت آشنا گردیده در پی سخت شدن شرایط زندگیش با تمسک به آیه قرآن که می فرماید : 

 " اگر هجرت کنید خواهید دید که سرزمین خدا برایتان وسیع است. "

 پس از ماجراهای بسیار به ایران می آید و ازدواج می کند.

 او می گوید : به خانه بر نمی گردم .

عاشق حجابش است و البته حجاب برتر .

         

                                          

برای اولین بار برای ورود به حرم امام رضا (ع)  چادر  سر می کند و نگهداشتن آن برایش خیلی سخت بوده است و نمی توانسته  چادرش  را جمع و جور کند .

به تدریج در پی آشنایی با مدل های مختلف چادر و کمک خانواده همسرش مشکلش رفع می گردد و الان دیگه نمی تواند بدون  چادرش  جایی برود !

او می گوید :

" در ژاپن من را بارها بخاطر حجاب دستگیر کردند ؛ اما الان دید دیگران برایم مهم نیست ، در حالی که قبل از اسلام آوردنم اینگونه نبود . الان برای رضایت خدا زندگی می کنم و وقتی حجاب با  چادر  کامل می شود انسان احساس می کند که خدا برایش حقیقتی را نمایان کرده . "

او معتقد است :

 "  حجاب و عفاف یعنی حفظ و نگهداری جذابیت جسمی و اگر ما حرمت جذابیت جسمی را نگه نداریم که وسیله تولید نسل و متعلق به خدا است ؛ حرمت خالق را نگه نداشته ایم صد البته حرمت خودمان را نگه نداشته ایم.  "

او می گوید : "  بدون  چادرم  ؛ هرگز .....   "


 

بی ربط اما الهام بخش !

          شاد بودن تنها انتقامی است که می توان از زندگی گرفت.      ( ارنستو چه گوارا )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 0:3  توسط زهرا سماواتی منفرد 

 

بخشی از نامه ی الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون کشورمان به مسیح علینژاد خبرنگار سابق روزنامه اعتمادملی ؛ کسی که صفحه ی آزادی های یواشکی را ایجاد کرد...

این نامش شیر زنی نیست، این نامش مبارزه نیست، این نامش جهاد نیست. فقط یک دسیسه و فریاد است که مطمئنم از سینه تو نیست. از دهان بدبو، بدطینت و بددل دشمنان دین و اخلاق و خانواده و مذهب است.

زن...

تو نامت مسیح نیست! نامت معصومه است و فامیل تو بیانگر تمام نوشته من.

تو معصومه علی‌نژاد هستی ... چه زیباست که بی‌اجازه از سوی بانوان عفیف ایرانی ملعبه‌ای نباشی جغجغه‌گونه بر دست تریبون‌های مخفی و زیرزمینی بی‌دینی و ریشه‌ دور از وطن و آئینمان.

معصومه!

تو فرزند ایران‌زمین در تیررس سخره نامردانی هستی که تو را تا دیروز زن مسلمان می‌دانستند... خودت را شاید قلمت را و ای‌کاش باورت را... هنوز هم دیر نیست که بدانی زنان ایرانی ما چه مسلمان و چه غیرمسلمان همیشه تمام زیبا‌ئی‌شان به نجابت و غیردسترس بودن قامت و دل و باورشان بوده است.

زن عفیف ایرانی همانانی هستند که مادران قانع و فداکار و مهربان و نجیب و فعال و باایمان فرزندانشان می‌باشند. می‌شناسم همسر شهیدی از هموطنان آشوری را که با داشتن مدرک تحصیل فوق‌‌لیسانس پرستاری، سال ۵۷ از ایران نرفته چرا که خود را یک ایرانی باغیرت می‌داند و بر این مهم پابرجاست که هر اتفاقی در ایران بیفتد همه ایرانی هستیم و باید از ناموس وطن، ناموس خاک و ناموس مرز دفاع کنیم.

 آزادی یواشکی تو؛ اشک‌های یواشکی مادری که را که می‌ترسد فرزند خردسالش بفهمد پدرش شهید شده را نادیده می‌گیرد، آزادی یواشکی تو؛ خون‌های یواشکی‌ای که از شهیدی آرام‌آرام پشت خاک ریز و در حسرت دیدن فرزند ۲ ساله‌اش می‌ریخت را نادیده می‌گیرد.


آزادی یواشکی تو ؛ دردهای جانبازی که ۳۰ سال است با دستگاه نفس می‌کشد را نادیده می‌گیرد.

 به کجا می‌روی؟ بی‌هویتی، بی‌ایمانی و بی‌عفتی تمام آرزویی است که برای خاتون ایران زمین نذر کردی!؟

 معصومه کجا و چگونه در این مرز و بوم نفس کشیده‌ای و قد کشیده‌ای، چگونه این ارزشهای بزرگ انسانی برای تو ضدارزش شد.

           

تأسفم برای توست؛ چرا که نمی‌دانی برای زنان و مردم و همکارانت موجودی غیرقابل اعتماد و احترامی! چرا که ابتدا خیانت کردی بر دین خود بر کشور و خواهران خودت، تصویری از زنان و ناموس شیعه را تو به دیده نامحرمان دادی،کاش میشد خواهرانه سیلی به صورتت می زدم تا از خوابی که به آن فرو رفته ای بیرون آیی .

   

خواهرانم، دخترانی ایران زمین!
آبجی‌های گلم... حجاب همچون صندوقچه قیمتی است که وجود گرانقدر و دُر نایاب وجودتان را در خود نگه می‌دارد. نجابت تمام عنصر زیبایی زن ایرانی است که همیشه برای تمام مردان دنیا دست نیافتنی بوده. در گرانبهای قامت سروگونه‌تان را حراج نکنید به مفت. بگذارید بچه‌های شما، همسران شما به پاکدامنی و عفت شما ببالند و تکیه کنند.

به نوشته‌ام که در تنهایی و با بغض نوشته شده فکر کنید.

منم یه جایی‌ام تو همین کشور و یک روسری رنگی آراسته به خطوط فارسی بر سرم، من یک زن مسلمانی‌ ایرانی‌ام.

الهام چرخنده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 19:10  توسط زهرا سماواتی منفرد 

 

  چندی پیش ایمیل زیر به دستم رسید ؛ راستش غافلگیر شدم ؛ خوشحال شدم و جالب بود که می توانستم تاثیر مطالب وبلاگ را در تصمیم یکی از خواهر های خوبم به عینه ببینم .

سلام خانم سماواتی ؛ وقتتون بخیر

معرفی میکنم :  من صدیقه 25 ساله از تهران

اول از همه از وبلاگ خوبتون تشکر میکنم ، واقعا وبلاگ خوب و تاثیر گذاری دارین من تقریبا همه وبلاگایی رو که در مورد چادر و حجاب بود، سر زدم و مطالبشون رو خواندم مخصوصا خاطرات " چی شد چادری شدم "  *:) happy که خاطرات خیلی جالبی بودن ، من دقیقا یک ماه دارم در مورد چادر تحقیق میکنم هیچ وقت از حجاب بدم نمی آمده و وقتی هم خانم های چادری رو میدیم خیلی خوشم میومد اما همیشه یه چیزی مانع چادر گذاشتن خودم بود !!!!!!!!!!!! *:( sad و الان که فکر میکنم میفهمم شیطان با ترس و بی ارادگی که در این مورد تو وجودم میانداخت مانع می شد.

 من امروز اولین روزیه که چادر گذاشتم و اومدم سر کار یعنی دقیقا از اواسط این یک ماهی که تحقیق می کردم هر شب تصمیم می گرفتم ولی صبحش منصرف میشدم !!!!!  "لعنت بر شیطون"  که نمی گذاشت.
الان یک ساعت میگذره که سر کارم هستم و اولین برخوردها خوب نبود ! جای تاسف داره که اگه یه نفر محجبه شه انگار شاخ در آورده یه جوری نگاهش میکنن که انگار آسمون به زمین آمده ولی حالا اگه یه نفر لباس بد و بی حجاب بپوشه خوششون میاد و انگار نه انگار (خدا همه رو هدایت کنه ) *:( sad با این حال نظردیگران برام مهم نیست ؛ مهم اینه که خدا الان داره بهم میخنده و ازمن راضیه  *:) happy راه سختی را پیش رو دارم دوست ندارم الان که محجبه شدم خدایی نکرده روزی برسه که بخواهم چادر از سرم بردارم  " خدا اون روز نیاره "  .

کسی که بهم پیشنهاد چادر رو داد نامزدم بود  ( البته این جمعه قرار با خانوادش بیان و نشون بیارن *: )  من این موضوع رو با مادرم مطرح کردم و ایشون گفتن: وقتی بخاطر کس دیگه ای بخوای چادر سر کنی نمیتونی نگهش داری !!!!ا ولی من درموردش تحقیق کردم و از خانم فاطمه زهرا (س) کمک خواستم
ازخانوادم فقط خواهرم من را دید ! آخه ما با هم همکاریم*:) happy فعلا هیچ نظری نداده  *:) happy ولی معلومه خوشش نیومده

الان احساس راحتی میکنم ...راحته راحت *:) happy نگرانی هایی که قبلا داشتم  الان ندااااااااااااااااااااااارم .خدایا شکرت ؛ یه آرامشی دارم *:) happyبازم خدایا شکرت خدایا صد هزار مرتبه شکرت

 هر چی تو دلم بود و براتون نوشتم اگه بد بود: معذرت

از اینکه وقت گذاشتین و خوندین ازتون تشکر میکنم 

 من هم در جوابشان برایشان نوشتم :

سلام

امیدوارم خوب و خرم باشی و امروز هم روز دومی باشه که  چادر گذاشتی و وجودت را مزین به حجاب برتر نمودی .

خواهر خوبم از اینکه احساس خوبی به حجاب داری و دوست داری حجاب کاملتری داشته باشی بی نهایت خوشحالم حتی اگر این موضوع به توصیه نامزدت باشد ؛ اما عزیزم این موضوع تنها نمی تواند کامل کننده تصمیمت باشد.  همانطور که مادر مهربانت گفته که ممکن بعد از مدتی خسته بشی و نتوانی چادرت را حفظ کنی.

خواهر خوبم ، قبل از تصمیم نهایی باید به یک حس درونی و باور عمیق برسی و آن این است که نسبت به حجاب داشتن احساس نیاز کنی و باور کنی که شما باید بهترین نوع حجاب را داشته باشی و آنوقت هست که حجاب شما رو بسوی خودش می کشاند . در این زمینه فقط می تونم به این جمله منتصب به چاپلین (۱)  خطاب به دخترش اشاره کنم که می گوید  :

برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمرد هستم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم . 
 

اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری .

 

بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد.....

پس هر وقت به حجاب داشتن باور قلبی آوردی آن موقع تصمیم بگیر و بگو حالا  که من باید حجابم را کامل کنم پس حالا چرا بهترینش را نداشته باشم!؟؟

آخه همه دوست دارن بهترین چیزها را داشته باشند پس من چرا در مورد حجابم بهترینش را نداشته باشم ؟؟

و خوب بهترین حجاب چی هست؟؟ 

مطمئنا  چادر هست و آن موقع هست که این تیکه پارچه مشکی را با تمام وجودت بعنوان پوشش استفاده میکنی و میشه بهترین دوستت در زندگی و جایی که لازم باشد تمام قد در مقابل مخالفان ازش دفاع می کنی و هیچکس به هیچ شکلی نمی تواند آنرا از تو جدا کنه و یا نظرت را نسبت بهش عوض کنه !

درسته ؟؟؟

یادت باشه  آدم همیشه بهترین دوستاش  را در کنار خودش حفظ میکنه حتی اگه دیگران از اون دوست خوششون نیاید .

عزیزم ممنون که  این خواهرتو  قابل دانستی و خوشحال میشم که من را از تصمیمت با خبر کنی

سوالی داشتی بگو ......

 

(۱) می گویند این نامه توسط یک روزنامه نگار ایرانی در دهه ۵۰ به نام چاپلین جعل گردیده است حتی اگه این حرف درست باشه ؛ نوشته جالبی هست . 


 

  امروز ما و شما بر سر دوراهی حق و باطل قرار داریم ، آنکس که به وجود آب اطمینان  دارد تشنه نمی ماند.

                                                                                      حضرت علی (ع) - نهج البلاغه خطبه ۴

+ نوشته شده در  جمعه نهم خرداد 1393ساعت 18:25  توسط زهرا سماواتی منفرد  |