وقتی چترت؛ خداست؛ بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد.
  <<   پست ثابت   >>

  بخشی از جواب آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در جواب نامه دختری بدحجاب

حجاب و چادر و جدایی‌هایی که بین دو جنس به حکم عقل و شرع مقدس اسلام رعایت می‌شود همه، جامعه را از فساد، و خانواده را از ویرانی نجات می‌دهد.

                 حجاب برای زن حصاری حصین و قلعه‌ای‌ محکم است.

                                                                                                                               ۹۱/۴/۲۲

                   

                             

            چادر  یک تکه پارچه نیست ......

                                       چادر   انتخاب خداست برای زن و انتخاب زن برای خدا !!

                                                                        چادر  ارزش است ، باور کنیم و با افتخار انتخابش کنیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 17:55  توسط زهرا سماواتی منفرد 

راستی تا حالا فکر کردید از یک بادکنک ساده که یک اسباب بازی معمولی برای بچه ها محسوب می شود چه چیزهایی می توان یادگرفت ؟؟؟!!

جدی میگم تا حالا شده راجع بهش فکر کنید ؟

یک مطلبی خواندم در یک جایی که منتصب به شکسپیر بود و از قول شکسپیر گفته شده بود که اگه زمانی فرزندی داشته باشم برایش بسیار بادکنک می خرم ؛ البته دلایلش هم نوشته یود.

حالا صرفنظر از اینکه بعید می دانم زمان شکسپیر بادکنک حداقل با این شکل و شمایلی که ما میشناسیم وجود داشته است  ! اما استنتاج های جالبی در آن مطلب بود.

خوب حالا درس هایی که یک بادکنک خوشکل و مامانی به ما میدهد از دید جناب شکسپیرررر:

بازی با بادکنک به بچه ها یاد می دهد که باید بزرگ باشه اما سبک ! تا بتواند بالاتر رود.

بهش یاد میده که چیزهای دوست داشتنی می توانند در یک لحظه ، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین بروند. پس نباید زیاد بهشون وابسته بود .

مهمتر از همه اینکه وقتی چیزی را دوست دارد نباید اینقدر بهش فشار بیاورد که راه نفس کشیدنش را ببنده چون ممکنه برای همیشه از دستش بدهی .

دیگه از بادکنک میشه یاد گرفت که نباید یک نفر را خیلی بزرگ کنی چون در آخر میترکه و تو صورت خودت می خورد !!

و آخریش اینکه بادکنک با اینکه تمام زندگیش بسته به یک نخ است اما باز هم توی هوا می رقصه !


  برگی از یک نوشته ( حجاب نوشت)  :

  من کلی خوشحال میشم وقتی که هیچ حرفی نمی زنم ، هیچ شعاری هم نمی دهم، ولی می بینم این پرچم افکار من  ...  این  چادر  دوست داشتنی من ؛ با صدای بلند به همه میگه که :

لطفا مراقب رفتارتون باشید...من بعنوان یک زن ؛ یک انسان ، حرمت دارم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت 23:41  توسط زهرا سماواتی منفرد 

   تصویر زیر مربوط به یکی از عکسهایی که یک دختر مسلمان آمریکایی برای تبلیغ حجاب از خودش در اینترنت قرار داده است .

راستش وقتی یک کم راجع بهش فکر کنیم به نظر کار جالبی می آید .

اگر فراموشمون نشده باشد چندی پیش یک خبرنگار زن ایرانی متواری از کشور صفحه ای را تحت عنوان آزادی های یواشکی ایجاد کرده بود و دختر های ایرانی که مخالف حجاب اجباری هستند را دعوت کرده بود تا لحظات کشف حجاب های یواشکی شون را ثبت و در معرض دید همگان قرار دهند !

تا اینجا که گفتم این یک سمت ماجرا بود و مسلما این داستان روی دیگری هم دارد و روی دیگر آن دخترهای محجبه ایرانی هستند که کم هم نیستند و می توانند حالا به هر شکلی که به نت دسترسی دارند به تاسی از همین دختر مسلمان و به همین شکل با هر حجابی که قبول دارند حالا رو به دوربین یا پشت به دوربین ، باور و عشقشون به حجابشون را در معرض دید دنیا در هر نوع شبکه مجازی و اجتماعی که کاربرش هستند ؛ قرار بدهند .

این یک دعوت عمومی نیست چراکه وبلاگ کوچک من چنین محدوده ای را نمی تواند پوشش دهد و من هم چنین ادعایی ندارم .

بلکه هرکس در صورت تمایلش می تواند اینکار را انجام بدهد و دوست و آشنا دیگری را هم دعوت به اینکار کند. فقط همین !

 

                          

                         Hijab , my right , my chose & my life                                         

                                  حجاب ؛ حق من ، انتخاب من و زندگی من است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 23:34  توسط زهرا سماواتی منفرد  | 

   

    فکر کنید هر روز صبح که از خواب بر می خیزیم قرار است خودمان را وزن کنیم . می رویم روی ترازو ؛ یک ساعت ورزش می کنیم و بازدوباره می رویم روی ترازو ... ! هر گرمی که ازوزنمان ؛ بالا و پایین می شود ما را هیجان زده می کند .

یک روز ؛ دوروز ؛ یک ماه و ..... مرتب این کار را می کنیم بعد می بینیم این هیجان وزن کم کردن ، کل زندگیمان را در بر گرفته و حتی زمان هایی ناامیدمان کرده است . این بالا و پایین شدن گرم ها و رشد سینوسی موفقیت تحمل مان را کم کرده است .

اگر همینطور با هیجان و تفکر مدام به نقطه مطلوب فکر کنیم ؛ بالاخره یک جایی می رسیم که کم می آوریم و بعد از مدتی از رسیدن به نقطه مطلوب منصرف می شویم چون خسته شده ایم و این طبیعی است .

همه زندگی ما که نمی تواند معطوف به رسیدن به یک هدف شود !

اما اگر بخشی از فکرمان را روی لذت بردن از کاری که انجام می دهیم برفرض مثال ورزش کردن متمر کزکنیم و از راهی که پیاده می رویم لذت ببریم یا از تغییر عادت های غذایی نادرست و جایگزین شدن شیوه های تغذیه سالم خوشحال شویم بی شک از طی شدن مسیری که تا کاهش وزن در پیش داریم لذت خواهیم برد و این لذت توان لازم به ما را می دهد تا به نقطه مطلوب برسیم.

رسیدن به همه اهداف همین است ؛ اگر تمام هم و غم خودمان رسیدن به نقطه مورد نظر بدانیم و ازخود راه لذت نبریم مطمئنا خیلی زود خسته می شویم و چه بسا عطای هدف را به لقایش ببخشیم .

از مسیر ، از حرکت کردن ، از یک جا نماندن ، از تغییرات ریز و تجربه هایی که در مسیر کسب می کنیم و در نهایت از زندگی کردن لذت ببریم .

رسیدن به هدف اتفاقی است که وقتی در جریان باشیم خود به خود به دست می آید.


 

*  این مطلب را از نوشته خانم لیلا باقری به همین نام در روزنامه همشهری الهام گرفته ام.

 

    برگی از یک نوشته ( حجاب نوشت )

 

        چادر  اعتقاد ما به حجاب است ....

        همین !

        نه ازش توقع زیاد داشته باشیم نه به اونایی که چادری نیستن برچسب بزنیم !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت 1:1  توسط زهرا سماواتی منفرد  | 

 

  خواندن و دانستن بخشی از زندگی خانم های موفق در عرصه اجتماع به خصوص که محجبه هم باشند حس خوبی بهم می دهد و برای من که اینطور هست و فکر می کنم می تواند برای دیگران هم ایجاد انگیزه کند و حس کنند که حجاب داشتن قطعا محدودیت نیست و می تواند مزیت نسبی برای کنار زدن حاشیه های ناخوشایند و ناخواسته باشد  .

یکی از این مصاحبه ها که توی سایت ها دیدم و بعد از خواندنش همان حس خوب به سراغم آمد مصاحبه مجری اخبار هواشناسی خانم احمدی بود .

همان خانم چادریی که بعضی وقت ها تا زمان پخش خبرهایش کلی منتظر می شویم تا بیاید و  وضعیت آب و هوای فردا را روی نقشه پشت سرش گزارش کند به ویژه در فصل زمستان  !!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 21:34  توسط زهرا سماواتی منفرد 

 

چادر متفاوته !!

دلیلشم به نظر من یه دلیله درونی هست . 

حالا بعضی دوست دارند به چشم یک ملافه سیاه ببینندش که دورت پیچیدی یا بعضی ها هم بهت بگویند :  " واه واه !! مثل پنگوئن شدی ! "

اما برای من شبیه یک مخروط هست !!

از همون مخروط ها که تو درس ریاضیمون بود و ما را به چالش می کشید !

من عاشق حل کردنشون بودم ! و گاه فرمولش را فراموش می کردم !!

حالا هم با گذشت سال ها هنوزم توی زندگیم هستند ! اما نه آن مخروط های توی کتاب درسی !

یک مخروط پارچه ای مشکی رنگ !

تکه پارچه ای که از دور مثل یک مخروط محاط بر من به نظر می آید!

اما همان هست که برای من حس امنیت و آرامش را به ارمغان می آورد !! 

اما یک حس ویژه درونی ام برای من بوجود می آورد ! از همان ها که سخت میشه برای توضیحشون کلمه پیدا کنی و جمله بسازی ! خیلی سخته !؟

ولش کن ! اصلا به تعداد چادری ها ؛ می تواند دلیل چادر مشکی زدن باشد و باز به همان تعداد هم دلایل متفاوت و متغییر شخصی برای چادری بودن  !؟

بعضی ها به زور ...

بعضی ها هم به خاطر کارشان ....

بیشتریها اما به خاطر حس درونیشون !!

اما همه آنها از دور شبیه به یه مخروط ناقص مشکی هستند  !!!!

از همون هایی که فرمولشان گاه سخت و پیچیده است !

سخت و پیچیده اما وقتی درکش کنی ، ساده میشه ؛ خیلی ساده ....


مدتی نبودم چون حس خوبی نداشتم.

ببخشید که مدتی هست قسمت نظرات حذف شده چون احساس کردم نیازی بهش نیست اما ایمیلم هست و اگه نیازی بود می توانید ایمیل بزنید .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 23:37  توسط زهرا سماواتی منفرد 

 

اگر پاییز را نشانه سختی و برهنگی برای درختان در نظر بگیریم ؛ می بینیم که با وجود التماس آنها با دست های برهنه , باز هم خداوند به آنها شاخ و برگ سبز نمی دهد و زمستان را برایشان می فرستد اما درختان هرگز تسلیم نمی شوند و به محبت خدا ایمان دارند .

ایمان دارند که خداوند بهار را برایشان خواهد فرستاد !

گاه ما انسان ها هم از دعا کردن خسته می شویم و تسلیم افکاری می شویم که شیطان به ما القاء می کند در حالی که از اجابت نشدن دعاهایمان باید بدانیم که این زمستان ماست و بعد از آن حتما بهاری خواهد بود البته اگر تسلیم نشویم .

این درس بزرگی است که گذر فصل ها و درختان به ما می آموزند که همواره به رحمت دوست امیدوار و ایمانمان را از دست ندهیم .

ان شاالله


این را گفتم تا به کودکان مظلوم و بی دفاع غزه هم بگویم برای شما هم بهاری خواهد آمد .

   

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 0:17  توسط زهرا سماواتی منفرد